تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما
حرف هایی از جنس آرامــــــش
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 920768
» تعداد کل پست ها : 2231
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 4 شهریور 1397 
تعداد نظرات : 63 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 8 آبان 1394  عدد
جستجو
نظرسنجی
وبلاگ عطــــــــر خدا را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای وبلاگ
امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات دیگر وبلاگ



نعمت
+ نویسنده نازنیـــــــــن در سه شنبه 7 اردیبهشت 1395  11:00 PM | نظرات(0)

اگر پرسند چرا مومنان اغلب محرومند و حريصان و بي هنران برخوردار، پاسخ اين است كه بدان هيچ گاه از لذتي و ثروتي برخوردار نيستند، زيرا درون ايشان آكنده از هزار تشويش و اضطراب و ترس و دلهره است. آخر آن كس كه به خدا و جاودانگي روح ايمان ندارد و عالم را پريشان و بي سرپرست مي شمارد چه آسايش روحي خواهد داشت كه بتواند از نعمتي لذتي برد و احساس كاميابي كند.

الهی_قمشه_ای




راز آرامش
+ نویسنده نازنیـــــــــن در دوشنبه 6 اردیبهشت 1395  3:07 PM | نظرات(0)

زنبور_و_مار

روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد.................!

مار میگفت: انسانها از ترسِ ظاهر خوفناکِ من میمیرند؛ نه بخاطر نیش زدنم!
اما زنبور نمی پذیرفت.

مار، برای اثبات حرفش، به چوپانی که زیر درختی خوابیده بود؛ نزدیک شد و رو به زنبور گفت: من او را می گزم و مخفی میشوم ؛ تو بالای سرش سر و صدا و خودنمایی کن!


ادامه مطلب

آدم بودن
+ نویسنده نازنیـــــــــن در دوشنبه 6 اردیبهشت 1395  3:03 PM | نظرات(0)

ملانصرالدین وقتی وارد طویله میشد به خرش سلام میکرد !!
گفتند : ملا این که خره نمیفهمه که سلامش میکنی
"گفت : اون خره ولی من آدمم"
"من آدم بودن خودم را ثابت کنم"
بذاراون نفهمه !!!

حالا اگه به کسی احترام گذاشتید و حالیش نبود اصلا ناراحت نباشید
شما آدم بودن خودتون روثابت کردید ..




زندگی
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 5 اردیبهشت 1395  2:10 PM | نظرات(0)

زندگی را باید
همانند بخاری های نفتی ساخت...
هراز گاهی به آن سر زد
زیرنظر داشت
که مبادا نفتش تمام شود
و سرمای روزگار
بند بند وجودش را
به لرزه در آورد
باید به آن سرزد
سر زد تا مبادا جلوی راهش
را چیزی گرفته باشد
که دوده بزند و دنیایش را
را سیاه کند...
گاهی باید حواسمان به زندگی باشد
تا با بی مهری مردم
بخاری های دلمان خاموش نشود
گاهی باید حواسمان به آدمهای کنارمان باشد
تا جلوی راه را نگیرند
و
زندگیمان را سیاه نکند...




خانه تکانی
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 5 اردیبهشت 1395  2:05 PM | نظرات(0)


وقتی خانه تکانی می کنی
چیزهایی پیدا می شوند که
مدتی برای پیدا کردنشان زمین و زمان را بهم ریخته ای و از نبودنشان اعصابت خط خطی بود...
امروز که آن گمشده ها را میبینی،
میبینی که زندگی بدون آنها هم جریان خود را داشته
دنیا هم همینطور است...
امروز هستیم، فردا نه!
در نبودمان جایگزینهایی هستند که دنیا از حرکت نایستد...
خانه تکانی این مزیت را دارد که به ما یاد می دهد که هیچ تقدیری فاجعه نیست باور کنید!




مرگ
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 3 اردیبهشت 1395  4:37 PM | نظرات(0)

انسان سه گونه می میرد:
مرگ روح
مرگ وجدان
مرگ جسم...

مرگ روح یعنی شکستن وقار و غرور یک انسان به دست دیگری!

مرگ وجدان یعنی استفاده از انسانها برای مقاصد شخصی بدون هیچ گونه پشیمانی و ترحمی!!!

مرگ جسم یعنی ایستادن نفس و تپش قلب!

دردناکترین مرگ ها، مرگ روحست...

وحشتناک ترین مرگ ها، مرگ وجدان،

و آسان ترین مرگ ها مرگ جسم...




عجایب هفتگانه
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 3 اردیبهشت 1395  4:32 PM | نظرات(0)

معلمی از دانش‌آموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرست‌وار بنویسند. دانش‌ آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشته‌های آنها را جمع‌آوری کرد. با اینكه همه جواب‌ها یکی نبودند اما بیشتر دانش ‌آموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند: اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، دیوار بزرگ چین و… در میان نوشته‌ها کاغذ سفیدی نیز به چشم می‌خورد. معلم پرسید: این کاغذ سفید مال چه کسی است؟ یکی از دانش‌آموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسید: دخترم چرا چیزی ننوشتی؟ دخترک جواب داد: عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمی‌توانم تصمیم بگیرم کدام را بنویسم. معلم گفت: بسیار خب، هرچه در ذهنت است را به من بگو، شاید بتوانم کمکت کنم. در این هنگام دخترک مکثی کرد و گفت: به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارتند از: لمس کردن، چشیدن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، خندیدن و عشق ورزیدن. پس از شنیدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتی محض فرو رفت. آری، عجایب واقعی همین نعمت‌هایی هستند که ما آنها را ساده و معمولی می‌انگاریم.




مهارت_زندگي
+ نویسنده نازنیـــــــــن در سه شنبه 31 فروردین 1395  6:30 PM | نظرات(0)

شاید چالاک ترین افراد نباشم،
شاید بالا بلند ترین و یا نیرومند ترین نباشم،شاید زیرک ترین نباشم.

اما قادرم؛
کاری را بهتر از دیگران انجام دهم،
این کارهنر خود بودن است.

من خودم هستم.هیچوقت نمیخواهم کپي کسی باشم...